طلبه ای در روز انتخابات پیامی در گروه‌های ایتا فرستاد و اعلام آمادگی کرد تا افرادی که توانایی رفتن پای صندوق رأی را ندارند، برساند.

دریافت 9 MB

به گزارش همشهری آنلاین، روز جمعه بود. ساعت ۸ صبح با همسرش به مسجد محله رفته و رأی داده بودند. نزدیک ظهر یک دفعه یاد مادرش افتاد. وقتی انتخابات مجلس برگزار شد، مادرش به دلیل تنگی کانال نخاعی به سختی راه می‌رفت. دنبال صندوق سیار بودند تا به منزلشان بیاید و از مادرش رأی بگیرد. ولی موفق نشدند. دم غروب با زحمت موفق شدند مادر را با ماشین به صندوق رأی برسانند.

به این فکر کرد که حتما حالا هم خیلی از افراد مسن یا ناتوان جسمی دلشان می‌خواهد در انتخابات شرکت کنند ولی نمی‌توانند. با خانمش که مشورت کرد، او هم پایه بود. پیامی در ایتا نوشت: «هر کس به هر دلیلی نمی‌تونه رای بده و وسیله نداره با بنده تماس بگیره بنده میرم دنبالشون و به یک حوزه خلوت و بدون پله می‌برم و برمی گردونم. فرقی بین آقا و خانم نیست با همسرم دنبالشون میرم. تا آخرین لحظات رأی گیری در خدمتم.» با همسرش نشستند و در گروه‌هایی که عضو بودند پیام را منتشر کردند. تا ظهر بیشتر تماسهایی که داشتند کسانی بودند که می‌خواستند از صحت پیام مطمئن شوند.

طلبه ای که برای روز انتخابات راننده اختصاصی سالمندان شد + عکس و ویدیو |‌ این زوج جوان با یک تیر چند نشان زدند

اولین کسی که تماس گرفت، همسر شهید بود. برای خانم همسایه‌شان زنگ زده بود که به خاطر شکستگی لگن قدرت حرکت نداشت. همسر شهید داوود میاحی ماجرای آن تماس تلفنی را برایمان تعریف می‌کند: «هاجر خانم در این شهر غریب است. همه بستگانش در شمال زندگی می‌کنند. پسرش جانباز بود و اخیرا به شهادت رسید. وقتی خبر شهادت پسرش، عبدالحسین را شنید، شوکه شد و زمین خورد. لگنش شکست. حالا زیاد قدرت راه رفتن ندارد. من تا جایی که بتوانم خرید و کارهای منزلش را انجام می‌دهم. صبح روز انتخابات خودم بعد از دعای ندبه رأی دادم. بعد رفتم که به هاجر خانم سر بزنم که کاری نداشته باشد.

وقتی متوجه شد که من رأی دادم با اصرار به من گفت: من کارت ملی را آماده کردم. من را ببر رأی بدهم. هر چه فکر کردم دیدم با شرایطی که دارد من نمی‌توانم حرکتش بدهم. داشتم ایتا را نگاه می‌کردم، پیام آقای دلاوری را در گروه قرآنی‌مان دیدم. همان لحظه تماس گرفتم با همسرش آمدند. ما را پای صندوق بردند و بعد آن به منزل برگرداندند. هاجر خانم از خوشحالی همه ش دعایمان می‌کرد. هم برای آقای دلاوری و همسرش هم برای من. از من قول گرفت که برای جمعه هم ببرمش برای انتخابات.»

صحبتهای خانم میاحی بیشتر ترغیبمان کرد به سراغ این طلبه قمی برویم. مهدی دلاوری طلبه ۲۳ساله قمی است که با همسرش در روز انتخابات، آرزوی سالمندانی که توانایی رفتن به صندوق رأی را نداشتند، برآورده کرد. مهدی دلاوری از روز انتخابات برایمان می‌گوید: «وقتی پیام را منتشر کردم تا پایان انتخابات، تقریباً شاید نزدیک ۲۰۰ تماس داشتم. البته همه را نتوانستم جواب بدهم، چون هر لحظه تلفنم زنگ می‌خورد. از این تماس‌ها بعضی‌ها می‌خواستند تشکر کنند و خدا قوت می‌گفتند. یک سری هم آن‌هایی بودندکه قصد داشتند پیام را منتشر کنند و می‌خواستند از صحت پیام اطمینان پیدا کنند. چند نفری هم که تماس گرفتند مدارکشان مشکل داشت، می‌خواستند ببینند ما می‌توانیم کمکشان کنیم یا نه؟ مثلاً یک خانمی تماس گرفت که من رفتم پای صندوق ولی چون مدارکم قدیمی بود، از من رأی نگرفتند.

الان خیلی ناراحتم که نتوانستم به تکلیفم عمل کنم.» یکی از قشنگی‌های کار دلاوری این بود که همسرش همراهش بود. هر جا که تماس می‌گرفتند با هم می‌رفتند. وقتی به منازل مراجعه می‌کردند، اگر رأی دهنده خانم بود همسرش به کمک آن خانم می‌رفت تا به ماشین برسند و سوارشان کنند. سعی می‌کردند نزدیکترین حوزه انتخاباتی که پله نداشته باشد را پیدا کنند. ولی گاهی سالمندان نمی‌توانستند از ماشین پیاده شوند. دلاوری و همسرش مدارک آن‌ها را برای احراز هویت می‌بردند. بعد از احراز با یکی از متصدیان صندوق پای ماشین می‌رفتند و رای آن‌ها را ثبت می‌کردند.

طلبه ای که برای روز انتخابات راننده اختصاصی سالمندان شد + عکس و ویدیو |‌ این زوج جوان با یک تیر چند نشان زدند

دلاوری از پدربزرگ و مادربزگ‌هایی می‌گوید که روز انتخابات به صندوق رساند: «پیرمردی تماس گرفت که سنش خیلی بالا بود. یک پایش در تصادف قطع شده بود. وقتی می‌خواستیم پای صندوق برویم کمکش کردیم ولی موقع برگشت اجازه نداد کمکش کنیم. خودش را روی زمین کشید و با هزار سختی به ماشین رساند. همسرش هم خیلی مسن بود. ولی خیلی خوشحال شدند که توانستند رأی بدهند و برای خودشان توفیق می‌دانستند. خانم میانسال دیگری تماس گرفت که شب قبلش از کربلا برگشته بود. پایش تاول زده بود و نمی‌توانست راه برود. وقتی دنبالش رفتیم خیلی خوشحال شد و می‌گفت: اگه شما نبودید نمی‌توانستم تا صندوق بروم و رأی بدهم.»در میان تماس‌هایی که با دلاوری گرفته می‌شد، چند نفر دیگر هم همین کار را می‌کردند. وقتی تماس‌ها زیاد شد، دلاوری چند آدرس را برایشان فرستاد و با هم هماهنگ شدند تا افراد بیشتری را به صندوق برسانند. حالا برای جمعه آینده ان شالله حدود ۸ نفر شده‌اند که می‌خواهند به صورت منظم‌تر در خدمت سالمندان باشند. فعالیت این طلبه جوان به روز انتخابات ختم نمی‌شود. از زمانیکه به انتخابات نزدیک شدیم، دلاوری با دوستان طلبه‌اش در سطح شهر می‌رفتند ومردم را برای شرکت در انتخابات و انتخاب فرد اصلح ترغیب می‌کردند.

دلاوری از فعالیتهایش با دوستانش می‌گوید: «بیشتر وقت‌ها نزدیک میدان آستانه می‌رفتیم. در خیابان یک تخته وایت برد می‌گذاشتیم. اسم کاندیداها را رویش می‌نوشتیم. در کنارش ملاک‌هایی که حضرت آقا فرموده بودند را یادداشت می‌کردیم. یا ملاک‌های عرفی که به عنوان ملاک اصلح شناخته می‌شوند. مثل فساد ستیزی، مردمی بودن. بعد می‌گفتیم خب شما به هر کاندید نمره بدهید. راجع به هر کدام از کاندیداها با مردم صحبت می‌کردیم. در موکب غدیر هم که این طرح را اجرا کردیم، خیلی مردم استقبال کردند.»

خانم امیدیان، همسر دلاوری ۲۱ساله و طلبه حوزه جامعه الزهراست. امیدیان هم با دوستانش چند وقتی است که به نزدیک حرم می‌روند و با مردم صحبت می‌کنند. سعی می‌کنند در محیطی دوستانه سرصحبت را با خانم‌ها باز کنند و راجع به انتخابات گپ بزنند. امیدیان از برنامه‌اش در حلقه صالحین برای نوجوانان می‌گوید: «برای بچه‌های نوجوان ابتدایی کارت‌هایی چاپ کردیم با عنوان «همیار انتخابات». برایشان توضیح می‌دهیم که پدر و مادرتان را تشویق کنید تا حتما در انتخابات شرکت کنند. به کسی رأی بدهند که ادامه دهنده راه شهدا باشند. نقاشی‌هایی چاپ کردیم با موضوع انتخابات و از بچه‌ها خواستیم رنگ‌آمیزی کنند. مثلا نقاشی دختری که دست مادرش را گرفته بود و می‌گفت به آدم خوبی رای بدهید تا آینده من ساخته شود. »

این زوج جوان، با حداقل امکاناتی که دارند با یک تیر چند نشان زدند. هم نسبت به سرنوشت کشورشان بی‌تفاوت نبودند. هم دل پدربزرگ و مادربزرگها را به دست آوردند. مهمتر از همه اینکه این کمک ادامه دارد. خانم امیدیان شماره تلفنش را به بعضی از مادربزرگها داده و از آنها خواسته هر وقت به کمک نیاز داشتند، یا لازم بود جایی بروند با آنها تماس بگیرند. انتخابات بهانه‌ای شد تا دستگیری از افراد ناتوان روزی این زوج جوان بشود و برکت زندگیشان.

کد خبر 864352 منبع: فارس

  • پدرکشی هولناک در زعفرانیه تهران ؛ خفه کردن پدر با کمربند و چاقو زدن به او | اعترافات قاتلان ؛ به خاطر دوستی همراهش رفتم

  • راز جسد پتوپیچ یک زن فاش شد | قتل هولناک زن صیغه‌ای به دست مرد میانسال + عکس قاتل

  • سپیدپوش شدن سراب در تابستان داغ | بارش شدید تگرگ تابستانه در این شهر + ویدئو

  • ببینید | میزبانی تهرانی‌ها از خانواده شهدای غزه | ۶۵ خانواده شهید موفق به خروج از منطقه جنگی شدند

  • زنگ تفریح نارنجی‌ها به هم خورد ؛ گل اول را رومانی به هلند زد + ویدئو

  • جشنواره‌ای برای دختران پایتخت

  • طلبه ای که برای روز انتخابات راننده اختصاصی سالمندان شد + عکس و ویدیو |‌ این زوج جوان با یک تیر چند نشان زدند

  • پزشکیان به بازار تهران رفت | ویدئو

  • پزشکیان: به پیر به پیغمبر نمی‌شود با ۴تا هیئت علمی برنامه نوشت

  • توصیه وزیر صمت به مردم برای خرید خودرو | این روزها وقت مناسبی برای خرید خودرو است؟

  • سرنوشت رای قالیباف | حامیان او در دور دوم چه می‌کنند؟

  • واکنش ستاد قالیباف به اظهارات پزشکیان در مناظره

  • ظریف: گرفتار کسانی شدیم که یک جهان فرصت سوزی و یک جهان توهم دارند! | ویدئو

  • محمدجواد ظریف در مشهد: رای مردم خریدنی نیست!

  • پل طبیعت سپیدپوش شد

  • پزشکیان: به پیر به پیغمبر نمی‌شود با ۴تا هیئت علمی برنامه نوشت

  • سرنوشت رای قالیباف | حامیان او در دور دوم چه می‌کنند؟

  • جانشین ترابی و اسماعیلی فر مشخص شدند | یک لژیونر و یک بازیکن خارجی

  • بمب نقل و انتقالاتی استقلال فقط یک بازیکن است | این اتفاق را برای پرسپولیس ماستمالی می کنند!

  • جلیلی: به دروغ گفته اند من ۳۰۰ هزار تومان داده ام رای بدهند + فیلم

  • جلیلی: مردم وقت انتخاب است | من کسی نیستم که با اولین مشکل بهانه بیاورم

  • پدرکشی هولناک در زعفرانیه تهران ؛ خفه کردن پدر با کمربند و چاقو زدن به او | اعترافات قاتلان ؛ به خاطر دوستی همراهش رفتم

  • بازی با پرسپولیس؛ اصرار به جدایی بعد از عذرخواهی!

  • واکنش ستاد قالیباف به اظهارات پزشکیان در مناظره

  • حمام انتخاباتی حسینی بای! | این ویدئوی جالب را ببینید

  • خاطرات پزشکیان از فعالیتش در بیمارستان‌های کرمانشاه

  • جلیلی: هر جوان کرمانشاهی می‌تواند یک صادر کننده موفق باشد | ما با قدرت با همه فسادها مبارزه می‌کنیم

دیدگاهتان را بنویسید